29 سال بعد در كنار كرخه
گزارشی از حاشیههای بازدید رهبر انقلاب از منطقه عملیاتی فتحالمبین
مهدی قزلی
قبل از حركت نمیدانستم كجا میرویم. یعنی نمیدانستم كجای خوزستان میرویم. یك نفر هم از شلمچه زنگ زد كه اینجا شایع شده رهبر آمده شلمچه. فقط میدانستم میرویم جنوب، همین. سوار مینیبوس كه شدیم موبایلها را جمع كردند و دیگر خودمان بودیم و خودمان.
هواپیما بلند شد و موقع نشستن مهماندار گفت: به فرودگاه دزفول خوش آمدید. آن موقع به دست و پا افتادیم و مناطق عملیاتی نزدیك دزفول را بررسی كردیم ولی به نتیجهای نرسیدیم.
هوا گرم بود، آن موقع شب 27 درجه. با اتوبوس رفتیم به هتل. من كه پدرم یك عمری افسر نیروی هوایی بود، میدانستم پایگاههای نیروی هوایی چیزی به اسم هتل ندارند. جاهایی هست كه مامورین را يا كادر نیروی هوایی كه مسافرت میكنند را اسكان میدهند ولی هتل نیستند. حداكثر چیزی شبیه مسافرخانهاند.
بقیه ولی خوشحال بودند كه...
هواپیما بلند شد و موقع نشستن مهماندار گفت: به فرودگاه دزفول خوش آمدید. آن موقع به دست و پا افتادیم و مناطق عملیاتی نزدیك دزفول را بررسی كردیم ولی به نتیجهای نرسیدیم.
هوا گرم بود، آن موقع شب 27 درجه. با اتوبوس رفتیم به هتل. من كه پدرم یك عمری افسر نیروی هوایی بود، میدانستم پایگاههای نیروی هوایی چیزی به اسم هتل ندارند. جاهایی هست كه مامورین را يا كادر نیروی هوایی كه مسافرت میكنند را اسكان میدهند ولی هتل نیستند. حداكثر چیزی شبیه مسافرخانهاند.
بقیه ولی خوشحال بودند كه...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۴:۵۵ ب.ظ توسط حسین کرمیان
|
